تبلیغات
روانشناسی - اختلالات خورد و خوراك

جمعه 6 آبان 1384 - 09:10 ق.ظ


اختلالات خورد و خوراك

 غذا خوردن و لذت بردن از آن بخش مهمی از زندگی است. تغذیه موجب سلامتی،  هوشیاری و احساس خوب در ما می شود. چشیدن و بوییدن غذا یكی از زیباترین لذتها در زندگی است. نشستن سر یك سفره غذای مشترك یك روش قابل اهمیت برای گردهمایی های دوستانه و خانوادگی است. بنابراین، چگونه ممكن است غذا تبدیل به یك مشكل گردد؟

جامعه به ما پیامهای مغشوشی در مورد غذا می دهد. پیامهایی كه متناقض و بسیار مخرب هستند. از یك سو با تصورات مربوط به غذاهای لذیذ و اصرار به خوردن و خوردن، بمباران می شویم و از سوی دیگر، بویژه در مورد زنان، لاغر بودن ـ لاغری افراطی ـ به عنوان حالت جسمی ایده آل تبلیغ می شود.

این پیامهای مغشوش در تركیب با عوامل دیگر ممكن است عده ای را به داشتن مشكل در عادات خوردن خود رهنمون گردد. ما به این مشكلات، اختلالات خوردن می گوییم، چون آنها عملكرد معمول و سالم را تحت تاثیر قرار می دهند.

اختلالات خوردن در طی زمان ایجاد می شوند:

در فرهنگ امروزی داشتن رژیم غذایی تبدیل به یك هنجار شده است. حدس زده می شود حدود 60 تا 80 % زنان آمریكایی تحت یك رژیم غذایی باشند.  مطالعات نشان می دهند  كه اگر رژیم غذایی از كنترل خارج گردد، اختلالات خوردن زیادی ایجاد می شود. اختلالات خوردن در زنان 10 درصد بیشتر از مردان است.

بسیاری از زنانی كه در سنین دانشگاهی هستند. از خوردن خودداری می كنند و نتیجه كاهش شدید وزن است. 10 الی 20 درصد این زنان اقدام به مصرف مقادیر زیادی غذا می كنندو سپس از طریق استفراغ، مصرف ملین ، روزه های افراطی و یا ورزش زیاد اقدام به دفع غذا می نمایند. این اعمال منجر به انزوا، احساس گناه، شرم و سایر احساس های منفی در مورد خویشتن می گردد.

اختلالات خورد و خوراك

 غذا خوردن و لذت بردن از آن بخش مهمی از زندگی است. تغذیه موجب سلامتی،  هوشیاری و احساس خوب در ما می شود. چشیدن و بوییدن غذا یكی از زیباترین لذتها در زندگی است. نشستن سر یك سفره غذای مشترك یك روش قابل اهمیت برای گردهمایی های دوستانه و خانوادگی است. بنابراین، چگونه ممكن است غذا تبدیل به یك مشكل گردد؟

جامعه به ما پیامهای مغشوشی در مورد غذا می دهد. پیامهایی كه متناقض و بسیار مخرب هستند. از یك سو با تصورات مربوط به غذاهای لذیذ و اصرار به خوردن و خوردن، بمباران می شویم و از سوی دیگر، بویژه در مورد زنان، لاغر بودن ـ لاغری افراطی ـ به عنوان حالت جسمی ایده آل تبلیغ می شود.

این پیامهای مغشوش در تركیب با عوامل دیگر ممكن است عده ای را به داشتن مشكل در عادات خوردن خود رهنمون گردد. ما به این مشكلات، اختلالات خوردن می گوییم، چون آنها عملكرد معمول و سالم را تحت تاثیر قرار می دهند.

اختلالات خوردن در طی زمان ایجاد می شوند:

در فرهنگ امروزی داشتن رژیم غذایی تبدیل به یك هنجار شده است. حدس زده می شود حدود 60 تا 80 % زنان آمریكایی تحت یك رژیم غذایی باشند.  مطالعات نشان می دهند  كه اگر رژیم غذایی از كنترل خارج گردد، اختلالات خوردن زیادی ایجاد می شود. اختلالات خوردن در زنان 10 درصد بیشتر از مردان است.

بسیاری از زنانی كه در سنین دانشگاهی هستند. از خوردن خودداری می كنند و نتیجه كاهش شدید وزن است. 10 الی 20 درصد این زنان اقدام به مصرف مقادیر زیادی غذا می كنندو سپس از طریق استفراغ، مصرف ملین ، روزه های افراطی و یا ورزش زیاد اقدام به دفع غذا می نمایند. این اعمال منجر به انزوا، احساس گناه، شرم و سایر احساس های منفی در مورد خویشتن می گردد.

رفتارهایی كه اغلب وجود مشكل در خورد و خوراك را نشان می دهند.

1)    عدم مصرف غذا به میزان زیاد، معمولاً با هدف لاغر ماندن، یا

2)    خوردن به میزان زیاد و سپس دفع غذا از طریق استفراغ، مصرف ملین یا انجام ورزشهای سنگین این رفتارها می توانند به مشكلات جسمانی و عاطفی شدیدی منجر گشته و به طور معنی دار در توانایی لذت بردن از زندگی و داشتن احساس خوب مداخله نمایند.

سه نوع اصلی اختلالات خوردن

نوع اختلال

بی اشتهایی عصبی

بی اشتهایی به معنی «فقدان میل به غذا و تحریك پذیری البته به معنای «عصبی بودن» است. بنابراین این اختلال را می توان روان رنجوری فقدان اشتها نامید. افراد مبتلا به بی اشتهایی عصبی به صورت خطرناكی با نخوردن غذا سلامتی خود را به مخاطره می اندازند. بی اشتهایی ممكن است كوششی برای اعادة كنترل بر زندگی شخصی باشد، بویژه اگر شخص در گذشته احساس كنترل كمی بر زندگی اش داشته باشد.

نشانه های اختلال

 كاهش افراطی وزن به دلیل روزه داریهای افراطی .

 ادراك خویشتن بصورت چاق، علیرغم اینكه وزن كمتر از حد بهنجار است.

اشتغال ذهنی با غذا و ترس شدید از چاق شدن.

مشكلات طبی شامل فقدان دوره های قاعدگی در زنان

پوست خشك، دستها و پاهای سرد، مشكلات گوارشی، كم مویی، ضعف عموم  و بی خوابی

اختلال عیاشی خوردن

این افراد كنترل بر خوردن خود نداشته و معمولاً اضافه وزن افراطی دارند.

وزن در محدوده طبیعی - گر چه ممكن است كمی بیشتر یا كمتر از حد عادی باشد.

دوره های مكرر خوردن افراطی با رفتارهای دفع غذا ـ استفراغ، مصرف ملین ها و مدرها، روزه داری و ورزش افراطی ـ دنبال میشود.

پنهان نگه داشتن عادت غذایی.

مشكلات طبی از قبیل، از دست دادن آب بدن، یبوست، اختلالات گوارشی، مشكلات دندانپزشكی شدید و ضعف عضلانی

دوره های مكرر خوردن افراطی بدون داشتن كنترل.

خوردن افراطی فقط زمانی قطع می شود كه مشكلات جسمانی وجود داشته باشد.

احساس گناه، پشیمانی و یا سرزنش خود بعد از خوردن.

داشتن اضافه وزن معنی دار.

علل احتمال اختلالات خوردن

اختلالات خوردن معمولاً تحت تاثیر عوامل مختلفی ایجاد می شود. این عوامل را می توان تحت عنوان فشارهای فرهنگی، عوامل زیست شناختی و عوامل روان شناختی طبقه بندی كرد.

1- فشارهای فرهنگی و اجتماعی

هیچ كس نمی تواند انكار كند كه تحت تاثیر اثرات لاغر بودن متعادل قرار نگرفته است. حتی بعضی از مردان احساس می كنند. كه باید بدن خود را به صورت ظریف و باریك نگه دارند. دانشجویان بطور ویژه ای به چنین پیامهایی حساس هستند. حقیقت این است كه بعضی صورتها و بدنهای زیبا، روكشی هستند بر دنیای درونی ناسالم و اندوهگین صاحبانشان. بعضی از این الگوها بصورت طبیعی لاغرند و عده ای دیگر برای لاغر كردن خود روشهای مصنوعی و مخربی را مورد استفاده قرار می دهند.

2- عوامل زیست شناختی

اجازه بدهید به این قضیه بپردازیم. هر كسی بصورت لاغر یا زیبا نیست. همه ما سنخ بدنی خورد را از والدین به ارث می بریم. ما قدی بلند، كوتاه یا متوسط داریم. ممكن است لاغر، عضلانی یا چاق باشیم. بعضی از مردم در آغاز چاق و سپس لاغر می گردند و بعضی ها در آغاز زندگی لاغر ولی بعدها اضافه وزن پیدا می كنند، مطالعات نشان می دهند كه یك عامل ارثی قابل ملاحظه ای در ایجاد اختلالات خوردن نقش دارد. كسانی كه در سابقه خانوادگی خود افسردگی و یا می بارگی دارند در مقایسه با دیگران بیشتر در معرض ابتلاء به اختلالات خورد و خوراك قرار دارند. گر چه نمی توانیم شكل اصلی بدن خود را تغییر دهیم، اما می توانیم در همان سنخ بدنی خود، جسمی سالم داشته باشیم. بخاطر داشته باشیم كه دفع غذا، روزه داری افراطی یا ورزش بیش از حد توانایی بدن در نگهداری وزن را مختل می كند.و حداقل می توان گفت كه این اعمال بیهوده اند.

عوامل روان شناختی

اختلالات خوردن اغلب نشانه ای از وجود مشكلاتی از قبیل كمال گرایی، فقدان مهارتهای ابراز وجود، و یا پایین بودن احساس ارزشمندی است. برای بعضی از دانشجویان مواجهه با فشارهای زندگی دانشگاهی خیلی سخت است، بویژه اگر آنها با فشارهای اضافی ناشی از انتظارات زیاد خانواده نیز مواجه باشند. لذت ناشی از غذا می تواند تسكینی برای این مشكلات باشد - غذای آرامش بخش به میزان زیاد مصرف می شود اما این آرامش موقتی است!

اكنون به اطلاعات زیر دقت كنید تا چنانكه غذا برای شما تبدیل به یك مشكل شده است، بدانید كه چه كاری را برای خود و یا دوستی كه چنین مشكلی دارد. می توانید انجام دهید و منابع حمایتی در دسترس برای شما چه چیزهایی هستند.

 آیا تغذیه برایتان تبدیل به یك مشكل شده است؟

اگر فكر می كنید كه تغذیه تان دچار مشكل است، به سوالات زیر پاسخ دهید:
1)    آیا شما به طور دائم در مورد خوردن، وزن بدن و اندازة بدن فكر می كنید؟
2)    اگر به خاطر ترس از اضافه وزن، نتوانید طبق برنامه ورزش كنید، آیا دچار وحشت  می شوید؟
3)    وقتی دوستانت به تو می گویند كه خیلی لاغر هستی، آیا بخاطر اینكه خودت احساس می كنی چاق هستی، حرف آنها را رد می كنی؟
4)    اگر خانم هستید آیا عادت ماهانه شما بدو دلیل واضح طبی كاهش یافته و یا نامنظم شده است؟
5)    آیا اقدام به خوردنهای افراطی كه قادر به كنترل آن نیستید مگر اینكه احساس بیماری بكنید، می نمایید؟
6)    آیا هر روز و برای چند بار خود را وزن می كنید؟
7)    آیا داروهای ملین استفاده كرده یا بعد از خوردن، خود را مجبور به استفراغ می كنید؟
8)    آیا بعد از خوردن احساس گناه می كنید؟
9)    آیا برای جلوگیری از احساس گرسنگی مقادیر زیادی آب یا سایر مایعات مصرف می كنید؟
اگر پاسخ شما به بعضی از سوالات فوق مثبت باشد، ممكن است دچار اختلال خورد و خوراك بوده و یا مستعد ابتلا به آن باشید. به واژه هایی كه پررنگ نوشته شده اند، دقت كنید. آنها تعداد و شدت احساسها و رفتارها را نشان می دهند. آنها هشداری هستند بر اینكه مشكلی در رابطه با عادات غذایی وجود دارد.

چه كاری می توانید انجام دهید: غذا چیزی برای مشكل بودن ندارد!

اشتغال ذهنی با غذا، رژیم غذایی و تصویر تن، غذا را در مقام كنترل كننده زندگی شخص قرار می دهد و نتیجه آن آسیب دیدن سلامتی و قیافه ظاهری است. این امر توانایی شخص برای لذت بردن و داشتن احساس خوب را به شدت مختل  می كند. بهر حال، شناخت احساسهایی كه به رفتارهای خوردن ناسالم منتهی می گردد گام اول در تغییر این رفتارها می باشد طوری كه غذا دیگر مشكلی برای فرد نباشد. اگر فكر می كنید كه در این رابطه مشكل دارید یا در مورد دوست خود نگرانید به دنبال منابع حمایتی وكمكی تخصصی كه در دانشگاهتان وجود دارند، بروید. همچنین در شهرهایی كه زندگی می كنید، احتمالاً مراكزی در این زمینه وجود دارند.

 چه كاری برای كمك به خودتان می توانید انجام دهید؟

اگر به اختلال خوردن مبتلا هستید یا فكر می كنید كه مستعد ابتلاء هستید از گامهای زیر برای كمك به خودتان استفاده كنید:
1)    انتظارات اجتماعی در مورد عادات خوردن و ظاهر شخصی را مورد بی اعتنایی قرار دهید.



3)    از یك متخصص رسمی تغذیه اطلاعات لازم را دریافت كنید.


4)    به آرامی غذا بخورید، از غذا لذت ببرد و هر گاه سیر شدید خوردن را قطع كنید.


5)    به غذا  به عنوان سوخت مورد نیاز جهت كار كردن نگاه كنید نه به عنوان یك دشمن و یا دوستی تسلی بخش
6)    وقتی دلتان خوردن افراطی، دفع غذا و یا خودداری از خوردن را می خواهد سعی كنید احساسات همزمان از قبیل «غمگینی ها» و یا كاهش احساس ارزشمندی را در خود مشخص نمایید.
7)    بعد از شناخت احساسات خود می توانید شیوه های بهداشتی اداره كردن آنها را بیابید.


8)    از مشاوره با یك متخصص كه می تواند به شما در شناخت علل مشكل و شیوه های غلبه بر آن كمك كند، استفاده نمایید.

    اگر دوستی دارای مشكل داشته باشید، چه كاری انجام می دهید؟

 در زیر گامهایی برای كمك به او ارائه می شود:
1)    با واژه هایی كلی در مورد سلامتش با او صحبت كنید، اما در آغاز از تمركز بر رفتار خوردن، وزن یا قیافة ظاهری او خودداری نمایید.


2)    از پیامهایی كه با «من» شروع می شود به جای پیامهایی كه با «تو» شروع می شود استفاده كنید. به عنوان مثال، بگویید «من نگرانم زیرا ... » و نگویید «شما باید وزن كردن روزانه تان به تعداد 10 بار را قطع كنید».


3)    اگر دوستتان نگرانی هایی دارد با همدلی به او گوش دهید و از قضاوت كردن بپرهیزید.


4)    با آن شخص بصورت یك دوست واقعی رفتار كنید، مراقبت خود را به او نشان دهید.


5)    با نگهداری مشكل دوستتان به صورت یك راز یا انجام بعضی از كارها كه ممكن است رفتار او را مخفی كند (از قبیل پنهان كردن غذا) موافقت نكنید.


6) حمایت كننده بوده و او را تشویق به جستجوی كمك حرفه ای نمایید.


7)   اگر شما به اندازه كافی به آن شخص نزدیك نیستید شخصی دیگر كه به او نزدیكتر است، پیدا كنید. بهتر است پیامها از سوی یك دوست نزدیك دریافت گردد.

2)    به سلامتی خود به اندازه قیافه ظاهریتان ارزش دهید.

ارسال شده در

[ | دیدگاه ها : دیدگاه ]

[روانشناس روانشناسی | لینک ]
نوشته های پیشین ...